دیبجات

لغت نامه دهخدا

دیبجات. [ ب َ ] ( اِ ) مجمع الجزایر ( اصل آن در سانسکریت [ دیوپا ] ست ). جمع معدول از کلمه هندی، دیب، دیپا، بمعنی جزیره و جات کلمه هندی بمعنی قوم، گروه، گنگ بار و چون مطلق گویند مراد مجمعالجزایر هند است که آخر آن سرندیب [ سیلان ] است. ( یادداشت مؤلف ): و آخر هذه الجزائر سرندیب فی بحر هند و هی رأس هذه الجزائرکلها و هم یدعونها الدیبجات. ( اخبار الصین و الهند ص 4 ). یاقوت در معجم البلدان نویسد: در اقصای دریای هند در حدود هزار جزیره متصل بهم و آباد وجود دارد که آنها را دیبجات خوانند و فاصله جزایر از یکدیگر دو الی سه میل است. و نیز رجوع به الجماهر ص 43 شود.

جمله سازی با دیبجات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دریانوردان قدیم ایران و عرب آن را دیباجات و دیبجات می‌گفتند و به همین شکل در نقشه‌های کهن ضبط شده‌است. سال‌های سال بازرگانان پارسی و عرب سر راه دریانوردی به شرق دور در بندرهای مالدیو پهلو می‌گرفتند. اولین اشاره‌شان به مالدیو که دیباجاتش می‌نامیدند از سده دو میلادی است. دیباجات را جزایر پول هم می‌گفتند زیرا مقادیر کلانی از صدف نرم‌تن دریائی کوری (به انگلیسی: cowry) که خرمهره نامیده و در قدیم چون پول بین‌المللی کار می‌گرفتند از آنجا بدست می‌آوردند. امروزه صدف کوری نماد نهاد چاپ پول مالدیو است. به احتمال فراوان در روزگار قدیم این سرزمین را که موج دریا پول به سواحلش می‌ریخت، جادوئی می‌شمردند.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز