اوستیم

لغت نامه دهخدا

اوستیم. ( اِ ) آستین جامه. ( برهان ) ( هفت قلزم ) ( انجمن آرا ) ( آنندراج ). آستین. || چرکی که از زخم می پالاید و خون. ( ناظم الاطباء ). خون و ریمی باشد که از جراحت میرود. ( برهان ) ( هفت قلزم ) ( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ).

جمله سازی با اوستیم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در مدت اقامت خود در فرانکن، با محافل برجسته بامبرگ در زمینه علم و فرهنگ، و به ویژه تاریخ و علوم طبیعی ارتباط نزدیکی برقرار کرد، او همچنین کابینه تاریخ طبیعی (موزه طبیعی کنونی) فرانکن را تأسیس کرد و نمایشگاه‌های متعددی را در موزه‌های دیگر برگزار کرد. وی مکاتبات گسترده‌ای از جمله با «مدل‌ساز دربار پروس» در بامبرگ به نام کارل شروپ، گردآورنده امیل فریهر مارشالک فون اوستیم و آرشیودار پل اوسترایچر داشت.

عندلیب یعنی چه؟
عندلیب یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز