لغت نامه دهخدا
تمییز دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) تمیز کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). بازشناختن. || نیروی شناسایی دادن. قوه درک و تشخیص دادن: دانش و حکمت بخشید و ادب و هنر و تمییز داد. ( سندبادنامه ص 322 ).
تمییز دادن. [ ت َ دَ ] ( مص مرکب ) تمیز کردن. ( فرهنگ فارسی معین ). بازشناختن. || نیروی شناسایی دادن. قوه درک و تشخیص دادن: دانش و حکمت بخشید و ادب و هنر و تمییز داد. ( سندبادنامه ص 322 ).
( مصدر ) ۱ - تمیز دادن. ۲ - نظیف کردن ( جا و مکانی ) پاکیزه ساختن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر چه این رمان تا کنون در ایران اجازهٔ نشر دریافت نکردهاست، اما سودجویان بازار نشر نسخهٔ آلمانی این کتاب را به فارسی ترجمه کرده و در ایران منتشر کردهاند. این کتاب هماکنون در بازارهای غیررسمی کتاب و همچنین به صورت فایل پیدیاف در دسترس است و دولتآبادی از همگان خواستهاست که این کتاب را تحریم کنند. در تابستان ۱۳۹۳، محمود دولتآبادی، خبر از انتشار و توزیع نسخه جعلی این کتاب توسط سودجویان بازار کتاب داد. وی اعلام کرد که کتاب منتشرشده در کتابفروشیها، نسخه ترجمهشده از روی نسخه آلمانی کتاب است و نحوه ترجمه آن، کاملاً با ادبیات شناختهشده از جانب دولتآبادی، قابل تمییز دادن است. وی از طرح شکایت علیه انتشارات نشر گردون که ناشر این نسخه جعلی بودهاست، خبر داد.
💡 در تابستان ۱۳۹۳، نویسنده کتاب، خبر از انتشار و توزیع نسخه جعلی این کتاب توسط سودجویان بازار کتاب داد. محمود دولتآبادی اعلام کرد که کتاب منتشرشده در کتابفروشیها، نسخه ترجمهشده از روی نسخه آلمانی کتاب است و نحوه ترجمه آن، کاملاً با ادبیات شناختهشده از جانب وی، قابل تمییز دادن است. او از طرح شکایت علیه نشر گردون که ناشر این نسخه جعلی بودهاست، خبر داد.