بی غذا

لغت نامه دهخدا

بی غذا. [ غ َ ] ( ص مرکب ) ( از: بی + غذا ) بی خوراک. بی طعام. بی قوت. رجوع به غذا شود.

فرهنگ فارسی

بی خوراک. بی طعام. بی قوت.

جمله سازی با بی غذا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جامع این ذره‌ها خورشید بود بی غذا اجزات را داند ربود

💡 گر تو ز حرص محمدت خواجه بی غذا بنشستی این طمع نتوان داشتن ز غیر

💡 بی تو ای قوت روان دل را قوت نبود بی غذا ماندن بیمار مروت نبود

میلف یعنی چه؟
میلف یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز