برقوم

مترادف‌ها

از نژاد، از قوم

لغت نامه دهخدا

برقوم. [ ب َ ] ( اِ ) خرمای تر که به یکدیگر نمی چسبد.

جمله سازی با برقوم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 شريك بن اعور نزد معاويه رفت. معاويه كه او را خيلى زشت رو و قبيح المنظر ديد به اوگفت: تو زشتى، و زيبا از زشت بهتر است. نامت نيز شريك است و خداوند شريك ندارد.پدرت هم اعور (يك چشم ) بود و سالم بهتر از معيوب است. با اينهمه تو چگونه برقوم خويش سرورى يافتى ؟

💡 بهرحال، موسى پس از دريافت فرامين دهگانه به ميان قوم خود بازگشت و سپس مذبحىدر دامنه كوه با دوازده ستون به شماره دوازده سبط بنىاسرائيل بنا نهاد و عمل قربانى شروع گرديد. موسى نصف خون حيوانات قربانى شدهرا گرفته، در لگن ها ريخت و نصف خون را بر مذبح پاشيد. و خون در لگن ها را برقوم خود پاشيد و گفت: اينك اين خون عهدى است كه خداوند اين سخنان با شما بسته است.

💡 ((بداء)) در تكوينيات به منزله نسخ در احكام است؛ چنانچه نسخ حكم شرعى عبارت استاز زوال حكم سابق و اثبات حكم لاحق به واسطه تغيير مصلحت، همچنين بداء عبارت است ازتغيير دادن پروردگار عالم امور عباد را بواسطه تغيير مصلحتمثل برطرف شدن بلا به سبب دعا و صدقه،طول عمر به سبب صله رحم؛ چنانچه بلايى كه برقوم يونسنازل شد به سبب دعا و تضرع برطرف گرديد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران