برطرف شدن

لغت نامه دهخدا

برطرف شدن. [ ب َ طَ رَ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) برطرف گردیدن. دور شدن. ( غیاث اللغات ). یکسو شدن. دور شدن و بر کنار افتادن. ( آنندراج ):
صحبت ما و تو ای طوفان نگردد برطرف
ناخدا کو تا حریف ساحلم بیند مرا؟سلیم ( آنندراج ). || هلاک شدن. ( یادداشت مؤلف ). || معدوم گشتن. ( یادداشت مؤلف ). از میان بشدن. نیست شدن. نابود شدن. از میان رفتن: گاومیری خوار برطرف شده است.
دردا که درد من بدوا برطرف نشد
از جانم این بلا بدعا برطرف نشد
جان رفت همچنان به بلا مبتلاست دل
ما برطرف شدیم و بلا برطرف نشد
زارم نمیکشی چه شد آئین جور را
این نیز هم چو رسم وفا برطرف نشد
میخواست با خیال تو دل دوش خلوتی
آمدشدنسیم صبا برطرف نشد
یک مو فروگذاشت نکرد از دوا طبیب
بیماری شریف چرا برطرف نشد؟ملا شریف ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

دور شدن یکسو شدن.

جمله سازی با برطرف شدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موارد اختلافى كه در اين نقل با ظواهر آيات قرآن هست بر خواننده پوشيده نيست،مثل اين نسبت كه به آنجناب داده كه از انجام رسالت الهى شانه خالى كرده و فرار كردهاست، و اينكه از برطرف شدن عذاب از قوم ناراحت شده، با اينكه از ايمان و توبه آنانخبر داشته، و چنين نسبتهايى را نمى توان به انبياء (عليهم السلام ) داد.

💡 # تمام انبيا نمازشب داشتند. نماز شب، رمز سلامتى بدن وروشنايى قبر است. نماز شب، در اخلاق، رزق، برطرف شدن اندوه، اداى دين و نورچشم مؤ ثّر است.(180)

💡 مساءله 8 - مصدود كه گفتيم جائز است براى بيرون شدن از احرام آن دستور رابكار بندد مخصوص تنها مصدودى كه از برطرف شدن مانع نوميد باشد نيست بلكهباداشتن اميد به رفع مانع نيز مى تواند طبق آن دستور از احرام درآيد.

اگزجره یعنی چه؟
اگزجره یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز