لغت نامه دهخدا
بتار. [ ب َت ْ تا ] ( ع ص، اِ ) بران. باتر. شمشیر بران. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
بتار. [ ب َت ْ تا ] ( ع ص، اِ ) بران. باتر. شمشیر بران. ( از اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ).
بران شمشیر بران
بتار (دهکده باستانی). بتار ( عربی: خربة الیهود، ت. «Ruin of the Jews» ) یک شهر باستانی یهودیان در کوهستان جبال الخلیل بود. آخرین سنگر شورش بارکوخبا بود و توسط ارتش امپراتوری روم به رهبری هادریان در ۱۳۵ پس از میلاد نابود شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ژابوتینسکی در سال ۱۹۴۰ در زمانی که از نیویورک دیدن میکرد درگذشت. دلیل دیدن او از نیویورک بازدید از یک کمپ گروه بتار بود. او در نیویورک دفن شد.
💡 بتار در سال ۲۰۱۲ استریم در وبسایت توییچ را آغاز کرد و از آن زمان تاکنون بیش از ۴ میلیون دنبال کننده به دست آورده.
💡 از پریشانی زلف تو عیان است که عشق زده از هر خم او چنگ بتاری دگر است
💡 تمام بکر و بدیع و ثمین و نغز و لطیف ز بحر طبع برآورده و کشیده بتار
💡 چو پرده باز گشاید تتق نشین ضمیرم ره تتار ببندد بتار زلف مجعّد
💡 بیرون دلی ز حلقه زلفت یکی کجاست کاری بدام و بندیش آسان بتارها