باز سفید

باز سفید

لغت نامه دهخدا

باز سفید. [ زِ س َ / س ِ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی باز که به ترکی آنرا طویغون گویند.( شعوری ج 1 ص 156 ). زُرق. ( قطر المحیط ):
باز سفید روضه انسی، چه فایده
کاندر طلب چو بال بریده کبوتری.سعدی.بتاج هدهدم از ره مبر که باز سفید
ز کبر در پی هر صید مختصر نرود.حافظ.

دانشنامه عمومی

باز سفید ( نام علمی: Pseudastur albicollis ) نام یک گونه از سرده بازنماها است.

جمله سازی با باز سفید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پیش دانایان که در بند شکار دولتند کی بود زاغ سیه را رونق باز سفید

💡 در پرده بال می زند از بهر امتحان من دیده ام که باز سفید است زاغ صبح

💡 باز سفید پیری اینک رسید ز آن رو مرغان عقل و حس رم کردند از آشیان‌ها

💡 باز سفید روز بپرید از آشیان زاغ شب سیاه بگسترد شهپرا

💡 گر شد نهان بزیر پر زاغ تیره شب باز سفید روز مپندار کان فناست

💡 چون باز سفید دست سلطانی تو ویرانه چه میکنی تو چون کوف آخر

گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز