یهودیان و مسیحیان در طول تاریخ برای خود ادعای فضیلت و برتری داشتهاند. آنان با استناد به کتابهای آسمانی و سنتهای دینی خویش، مدعی بودند که از دیگران برتر و سزاوار درجات والاتر نزد خداوند هستند. این گونه ادعاها معمولاً ریشه در احساس برتری و تمایل به ممتاز بودن در میان مردم داشت و گاه موجب ایجاد تفاوت و تبعیض میان گروههای مختلف اجتماعی و دینی میشد.
قرآن کریم این نوع ادعاها و خودستاییها را صرفاً آرزوهایی بیپایه و اساس میداند و بر واقعیتگرایی و عدالت الهی تأکید میکند. در آیات متعدد، چنین رفتارهایی نقد شده و اهل کتاب یادآوری شدهاند که برتری حقیقی تنها نزد خداوند است و نه در تصورات و خواستههای شخصی آنان. به عبارت دیگر، آنچه برخی افراد به عنوان فضایل خود تصور میکنند، ممکن است تنها آمال و آرزوهای نابجا باشد که تحقق خارجی ندارد: «تِلکَ أَمَانِیُّهُم».
برخی از ادعاهایی که اهل کتاب برای خود مطرح میکردند، شامل استحقاق ویژه در عبادت، دریافت رحمت الهی بدون شرط، و برخورداری از موقعیتهای ممتاز اجتماعی و معنوی بود. قرآن با صراحت نشان میدهد که این گونه ادعاها، فارغ از اعتقادات و اعمال واقعی افراد، هیچ پشتوانهی حقیقی ندارد و تنها در حد آرزو باقی میماند. بدین ترتیب، آموزههای قرآن به تذکر و اصلاح نگرشهای انسانها نسبت به خود و دیگران میپردازد و تأکید میکند که ارزش و فضیلت واقعی، نتیجه تقوا و عمل صالح است و نه صرفاً ادعا یا نسبتی دینی.