بهرامی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) منسوب به بهرام. رجوع به بهرامی شود.
بهرامی. [ ب َ ] ( اِخ )ابوالحسن علی سرخسی. از شاعران عصر اول غزنوی است او در علوم ادبی ماهر و معروف بود. او راست: «غایةالعروضین » یا «غایةالعروضیین ». «کنزالقافیه » و «خجسته نامه »... وفاتش ظاهراً در اوایل قرن پنجم اتفاق افتاده است. ( از فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به ابوالحسن بهرامی در همین لغت نامه و مجمع الفصحا ج 1 ص 173 و حاشیه چهارمقاله عروضی و لباب الالباب ج 2 ص 55 و 57 شود.
اسماعیل عمادالملک تفرشی ( ف. ۱۳۲۶ ه. ش. / ۱۳۶۶ ه. ق. ) برادر دکتر ابوالحسن خان وپدر عبدالله بهرامی و فضل الله بهرامی ازرجال دوره رضا شاه پهلوی.
[ویکی فقه] بهرامی (ابهام زدایی). بهرامی ممکن است اشاره به اشخاص و شخصیت های ذیل باشد: • خاندان بهرامی، از خاندان های مهم معاصر کشور و دارای جایگاه ویژه سیاسی ـ نظامی در عصر پهلوی • ابوالحسن علی بهرامی سرخسی، شاعر و از استادان بزرگ شعر و ادب در عصر اول غزنوی• احمدعلی بهرامی، فرزند فضل الله بهرامی یکی از افراد مشهور خاندان بهرامی و از رجال سیاسی در دوران پهلوی• اسماعیل بهرامی، یکی از رجال سیاسی تاریخ ایران و نخستین فرد از خاندان بهرامی• شاپور بهرامی، فرزند فضل الله بهرامی از افراد مشهور خاندان بهرامی و از سیاسیون دوره پهلوی• فرج الله بهرامی، ملقب به دبیر اعظم، فرزند احیا السلطنه و برادر حسین بهرامی، از سیاسیون دوره قاجاری و پهلوی• عبدالله بهرامی، پسر بزرگ اسماعیل میرزای بهرامی یکی از افراد مشهور خاندان بهرامی و از رجال سیاسی دوره پهلوی• فضل الله بهرامی، فرزند دیگر میرزا اسماعیل بهرامی از رجال سیاسی ایران در دوره پهلوی
...
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این وزارت را که بهرامی است تیغ طبع او از نشاط خدمت تو گشت خرم روزگار
💡 کمندِ صیدِ بهرامی بیفکن، جامِ جم بردار که من پیمودم این صحرا، نه بهرام است و نه گورش
💡 تا برآمد ز آتش شمشیر بهرامی شرار داد گیتی را فلک بر ملک بهرامی قرار
💡 گشت ملک و عدل او آباد تا ملکست و عدل ملک بهرامی لباس و عدل بهرامی نگار
💡 خاک نسوز ۳۳۳۵ آقای غلامرضا بهرامی یک اندیس غیرفلزی است که در حوالی شهر شورجستان استان فارس قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، خاک نسوز است. سنگ میزبان این اندیس سنگ آهک است.
💡 سوده حد عرض او در جلوه بهرامی فسان خورده اصل طول او بر قبضه کیوان لحین