لغت نامه دهخدا
رواقیون. [ رِ قی یو ] ( اِخ ) ج ِ رواقی. رواقیین. رواقیان. اهل اسطوانه. رجوع به رواقیان و رواقیین و اهل اسطوانه ذیل ماده اسطوانه شود.
رواقیون. [ رِ قی یو ] ( اِخ ) ج ِ رواقی. رواقیین. رواقیان. اهل اسطوانه. رجوع به رواقیان و رواقیین و اهل اسطوانه ذیل ماده اسطوانه شود.
جمع رواقی رواثیین رواقیان اهل اسطوانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 رواقیون اگرچه خدا را فاعل میدانستند، اما فاعل و منفعل را از یکدیگر جدا نمیدانستند و پیش از عالمان اسلامی، انسان را عالم صغیر و جهان را عالم کبیر معرفی کردهاند. رواقیون جهان را حکومتی جهانی در نظر میگرفتند که انسان میتواند در آن با احترام گذاشتن به قوانین اجتماعی، شهروند محسوب شود.
💡 رواقیون انسان را به انجام وظیفهٔ طبیعی عاقلانه دعوت میکنند، و هدف را رسیدن به نظم درونی، تکامل فردی در سایه زندگی اجتماعی و رفتار خوب با دیگر افراد میدانند.
💡 ۱-تجربهگرایان: اپیکوریان و رواقیون از پیروان اصلی این مکتباند که رهبران این دو به ترتیب اپیکورس و زنون میباشند. اپیکور معتقد بود که «شناخت حسی» اساس شناخت بشری است و به همین خاطر اعتبار ریاضیات را انکار میکرد؛ زیرا مسائل آن با شناخت حسی قابل اثبات نبود. رواقیون هم با رد نظریات افلاطون و ارسطو قائل به وجود «فرد» شده و معتقد بودند که شناخت صرفاً شناسایی اشیاء و افراد «جزئی» میباشد.
💡 مکتب رواقی در قرن دوم میلادی، در روم، نفوذ یافت و حکمایی مانند سنکا، اپیکتتوس و مارکوس آئورلیوس (امپراتور روم) به آن گرویدند. پیروان این فلسفه رواقیون یا سُتاوندیان خوانده میشوند. زنون فلسفه را منقسم به طبیعیات، منطق و اخلاق میدانست. منطق وی مبتنی بر اُرغنون ارسطو بود، اما میگفت که هر معرفتی بالمآل به ادراکات حواس بازمیگردد.