بد نسب

لغت نامه دهخدا

بدنسب. [ ب َ ن َ س َ ] ( ص مرکب ) بدنژاد. که اصل و نسب بدی دارد:
کید حسود بدنسب با چون تو شاه دین طلب
خاری است جفت بولهب در راه طاها ریخته.خاقانی.

فرهنگ فارسی

بد نژاد که اصل و نسب بدی دارد.

جمله سازی با بد نسب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 قاضی آن بد نسب خر روش ترک نژاد که چو دید او کله کیسه زرش آمد یاد

💡 کید حسود بد نسب، با چون تو شاه دین طلب خاری است جفت بولهب، در راه طاها ریخته

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز