باساوا
لغت نامه دهخدا
باساوا. ( اِخ ) دهی است از دهستان ملکاری بخش سردشت شهرستان مهاباد که در 7500گزی شمال خاوری سردشت و در 4 هزارگزی شمال راه بیوران به سردشت قرار گرفته است. ناحیه ای است کوهستانی و جنگلی با آب و هوای معتدل و سالم و دارای 196 تن سکنه، آب آن از چشمه تأمین میشود و محصول عمده آن غلات و توتون و مازوج و کتیرا و شغل عمده مردمش زراعت و گله داری و صنایع دستی آن جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).
فرهنگ فارسی
دهی از مهاباد
جمله سازی با باساوا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 باساوا جایانتی مهمترین جشنوارهٔ لینگایاتها است. آن، نشانهٔ تولد باساوانا، مؤسس مقدس آیین لینگایات هست. این روز با شکوه بسیار و خشنودی، در سراسر ایالت کارناتاکا جشن گرفته میشود.
💡 جایانتی باساوانا، یا باساوا جایانتی، سالگرد تولد متفکر قرن دوازدهم، مصلح اجتماعی، قدیس و معلم مذهبی، باساوشوارا ست. باساوانا به عنوان بنیانگذار فرقهٔ لینگایاتیسم یا لینگایات یا ویراشایویسم در نظر گرفته شده. او مسئول فراگیر کردن تغییرات اجتماعی در کارناتاکا و اطراف آن مناطق در حدود ۹۰۰ سال پیش بود.
💡 این فیلم داستان آچاریا (با بازی چیرانجیوی) رهبر ناکسالیتی را روایت میکند که برای پایان دادن به هرج و مرج ناشی از باساوا وارد معبدی به نام دارماستالی میشود و …