الارلو

لغت نامه دهخدا

الارلو. [ اَ ] ( اِخ ) از ایلات اطراف اجارود در آذربایجان، عده آنان چهارصدخانوار است و در سنبلان، قشلاق مغان سکونت دارند و شغل آنان گله داری است. ( جغرافیای سیاسی کیهان ص 107 ).

دانشنامه آزاد فارسی

آلارلو. آلارْلو
طایفۀ ترک ایران، از طوایف شاهسون آذربایجان و اردبیل ساکن در بعضی روستاهای دشت مغان و گِرْمی و اردبیل. تعداد چادرنشینان این طایفه امروزه به حدود چهار خانوار رسیده است. محمدقلی خان آلارلو، سرکردۀ این طایفه، در ۱۲۸۷ش، به سبب بعضی جنگ ها که در گذشته با روس ها داشت، از مشروطه خواهان لقب سیف الملة گرفت و حاکم اردبیل شد اما پس از مدتی به مخالفان پیوست و چون قوای مشروطه به آذربایجان آمد، تسلیم شد. در ۱۲۹۰ش از زندان گریخت، اما در حوالی آستارا به دست رو س ها افتاد و به اردبیل انتقال یافت. حاکم اردبیل به توصیۀ روس ها او را اعدام کرد. آلارلوها بعد از این، قریب شش ماه به جنگ و گریز با نظامیان روسی و مأموران حکومت اردبیل پرداختند. این جنگ ها با مداخلۀ دولت ایران و حاج صمدخان مقدم مراغه ای، حاکم دست نشاندۀ روس ها در آذربایجان، خاتمه یافت.

جمله سازی با الارلو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آبشنگ خان سیاه کلاه الارلو قفقاز جنوبی ۱۷۶۲م/۱۸۳۱م

💡 در اواخر دوره قاجارکه فقر فلاکت وقطعی دامنگیر مردم اردبیل شده بود بدل بیگ با هماهنگی نجفقلی خان الارلو بنا به درخواست حکمران اردبیل و میرزا علی اکبر آقا مجتهد از ایلات و طوایف بیله سوار کمک‌های جنسی را جمعاوری کرده وبا کاروان بزرگ به اردبیل ارسال می‌کرد علاوه بر ارسال کمک به اردبیل قحطی زدگان روستاهای مشگین‌شهر را در روستای زرگر در حاشیه رودخانه بالهارود پناه داد وانها را از مرگ نجات داد.

حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
دولور یعنی چه؟
دولور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز