قروم
لغت نامه دهخدا
قروم. [ ] ( اِ ) سنگی باشد هفت رنگ. ( برهان ) ( آنندراج ).
قروم. [ ق ُ ] ( ع اِ ) ج ِ قَرْم. مهتران قوم. ( منتهی الارب ). رجوع به قرم شود.
قروم. [ق ُ ] ( ع مص ) نخست گیاه خوردن گرفتن ستور. || به ضعف و سستی خوردن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).
فرهنگ فارسی
نخست گیاه خوردن گرفتن ستور یا بضعف و سستی خوردن.
جمله سازی با قروم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در ژانویه سال ۲۰۱۸، اراضی جدیدی از شهرستان کرییه جدا شده و ضمیمهٔ شهر قرومقاش شدند.
💡 ٔدر فوریه سال ۲۰۱۶، با جدایی از اراضی تحت مدیریت شهرستانهای قرهقاش، گوما، و چیرا، شهر قرومقاش/کونیو به عنوان شهر وابسته به بینگتوان و «شهر تابع مستقیم منطقه خودمختار» تاسیس شده، از تابعیت ولایت ختن در آمده، و مستقیما در تابعیت اداری منطقه خودمختار سینکیانگ قرار گرفت.
💡 در دسامبر سال ۲۰۱۹، اراضی جدیدی به مساحت ۱۰۳۹ کیلومتر مربع از شهرستانهای قرهقاش، گوما، چیرا، و کرییه جدا شده و ضمیمهٔ شهر قرومقاش شدند.