ریجه

لغت نامه دهخدا

ریجه. [ ج َ/ ج ِ ] ( اِ ) طنابی که رخت را روی آن آویزند و ظاهراً با کلمه رجه و رژه هم ریشه باشد. ( لغت محلی گناباد ). رجه یا رزه. رجه هم گویند. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

طنابی که رخت را روی آن آویزند و ظاهرا با کلمه رجه و رژه همریشه باشد.

جمله سازی با ریجه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل عاشق به سان چوب تر بی سری سوجه سری خونابه ریجه

💡 دل عاشق مثال چوب‌تر بی سری سوجه سری خونابه ریجه

💡 دلم از دست خوبان گیج و ویجه مژه بر هم زنم خونابه ریجه

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
شکوه کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز