لغت نامه دهخدا
تیره خاکدان. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از دنیای فانی است. ( آنندراج ). تیره خاک. دنی. ( ناظم الاطباء ):
فلسی شمر ممالک این سبز بارگاه
صفری شمر فذلک این تیره خاکدان.خاقانی.رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.
تیره خاکدان. [ رَ / رِ ] ( اِ مرکب ) کنایه از دنیای فانی است. ( آنندراج ). تیره خاک. دنی. ( ناظم الاطباء ):
فلسی شمر ممالک این سبز بارگاه
صفری شمر فذلک این تیره خاکدان.خاقانی.رجوع به تیره و دیگر ترکیبهای آن شود.
کنایه از دنیای فانی است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اگر تپیدن دل ترجمان نمی گردید که می شناخت درین تیره خاکدان غم را؟
💡 بکربلا شد و کرب و بلا بجان بخرید گشود بال و ازین تیره خاکدان بپرید
💡 شکر به سعی بهار از زمین شوره نرست مجو ز مردم این تیره خاکدان انصاف
💡 رفتم سیاه نامه ازین تیره خاکدان بردم جلا نداده ازین گلخن آینه
💡 نازم به پیر میکده کاین تیره خاکدان افشانده مشت گرد زطرف ردای اوست
💡 چراغ بزم جهان روی مرتضی است بلی بود بنوروی این تیره خاکدان روشن