لغت نامه دهخدا
تنگدلی کردن. [ ت َ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زاری کردن. غم خوردن. غمگین شدن:
وگر از تنگدلی کردن ما فایده نیست
اینهمه تنگدلی کردن ما خیره چراست ؟مسعودسعد.رجوع به تنگدلی و تنگدل و دیگر ترکیبهای آن شود.
تنگدلی کردن. [ ت َ دِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) زاری کردن. غم خوردن. غمگین شدن:
وگر از تنگدلی کردن ما فایده نیست
اینهمه تنگدلی کردن ما خیره چراست ؟مسعودسعد.رجوع به تنگدلی و تنگدل و دیگر ترکیبهای آن شود.
زاری کردن. غم خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دگر از تنگدلی کردن ما فایده نیست این همه تنگدلی کردن ما خیره چراست