غمگین شدن
مترادفها
اندوهگین شدن، محزون شدن، دلگیر شدن
متضادها
خوشحال شدن، شاد شدن
لغت نامه دهخدا
غمگین شدن. [ غ َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) غمناک شدن. غم و اندوه داشتن. رجوع به غمگین گشتن شود:
در دژ ببستند و غمگین شدند
پر از غم دل و دیده خونین شدند.فردوسی ( شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 1 ص 401 ).تو از مرگ من هیچ غمگین مشو
که اندر جهان این سخن نیست نو.فردوسی.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) غم داشتن اندوهناک شدن.
جمله سازی با غمگین شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تصمیم میگیرند از این طریق به ذهن رایلی بازگردند اما اتفاقی که میافتد باعث غافلگیری مخاطب میشود، احساس شادی اجازه نمیدهد غم با او بازگردد چون وجود غم در کنار گویهای خاطره اصلی، باعث غمگین شدن این خاطرات میشود. شادی به تنهایی در لوله قرار گرفته و به سمت ذهن رایلی حرکت میکند.