بلاکشی

لغت نامه دهخدا

بلاکشی. [ ب َ ک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل و حالت بلاکش. ( فرهنگ فارسی معین ). و رجوع به بلاکش و بلا کشیدن شود.

جمله سازی با بلاکشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عاشقی با بلاکشی باشد کار مجنون مشوشی باشد

💡 اوبود پی بلاکشی کوه جا کرده به زیر تیغ اندوه

💡 یارب نشود بلاکشی محرم هجر عشق ار چه کشد و لیک داد از غم هجر

💡 بلاکشی چو خیالی کجاست جز ایّوب که در کشاکش محنت چنین صبور افتد

💡 شودنصیب دل ما هر آن بلا که رسد دل شکسته زار بلاکشی داریم

ریحانه یعنی چه؟
ریحانه یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
شور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز