بلا کشیدن

لغت نامه دهخدا

بلا کشیدن. [ ب َ ک َ / ک ِ دَ ] ( مص مرکب ) متحمل بلا شدن. رنج بردن. سختی کشیدن:
چه مایه کشیدیم رنج و بلا
ازین اهرمن کیش دوش اژدها.فردوسی.بیا به قصه ایوب صابر مسکین
بلای کرم کشید و نخفت بر بستر.ناصرخسرو.ملاح... روزی دو، بلا و محنت بکشید و سختی دید. ( گلستان ).

جمله سازی با بلا کشیدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در بحر بلا غرقه کنی کشتی جانم خود تا به لب خشک کشیدن نگذاری

کس ننه یعنی چه؟
کس ننه یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز