لغت نامه دهخدا
بشنفتن. [ ب ِ ن ُ ت َ] ( مص ) شنفتن. شنیدن. رجوع به شنفتن و شنیدن شود.
بشنفتن. [ ب ِ ن ُ ت َ] ( مص ) شنفتن. شنیدن. رجوع به شنفتن و شنیدن شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یکی زبان و دو گوشست اهل معنی را اشارتی بیکی گفتن و دو بشنفتن