برگ ریزی

مترادف‌ها

ریزش برگ

متضادها

برگ دادن

لغت نامه دهخدا

برگ ریزی. [ ب َ] ( اِ مرکب ) پائیز. خریف. خزان. ( از ناظم الاطباء ). برگ ریز. برگ ریزان. رجوع به برگ ریز و برگ ریزان شود.

فرهنگستان زبان و ادب

{defoliation} [کشاورزی-زراعت و اصلاح نباتات] ریزش برگ گیاه
{leaf abscission} [کشاورزی- علوم باغبانی] ریزش برگ براثر تشکیل لایۀ ریزشی

جمله سازی با برگ ریزی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 وین طرفه که گر ز باغ خیزی میوه فکنی و برگ ریزی

💡 با فرارسیدن فصل پاییز و تغییر دمای هوا، شروع برگ ریزی درختان در پارک‌های شهر، منظره‌ای بسیار زیبا اما کمی غم‌انگیز ایجاد می‌کند.

💡 باغبان‌ها برای حفظ سلامت درختان در فصل‌های سرد سال، اقدام به جمع‌آوری سریع برگ ریزی شده از سطح زمین و تمیز کردن باغ می‌کنند.

💡 پدیده برگ ریزی در بسیاری از گونه‌های گیاهی، یک مکانیسم دفاعی طبیعی برای حفظ انرژی و بقا در شرایط سخت آب و هوایی است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران