باری تعالی

لغت نامه دهخدا

باری تعالی. [ ت َ لا ] ( اِ مرکب ) خدای عز و جل. خداوندمتعال. خدا. جبار. ( منتهی الارب ): لطف باری تعالی دررسید و آن محنت از گردن من بگردانید. ( ترجمه تاریخ یمینی ). باری تعالی باران رحمت فروفرستاد. ( ایضاً ص 331 ). متسلسل بسببی که مسبب الاسباب و واجب الوجود خوانند و آن باری تعالی است. ( سندبادنامه ص 378 ).

فرهنگ عمید

خدای بزرگ.

فرهنگ فارسی

خداوند متعال

جمله سازی با باری تعالی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ابویزید را گفتند چه سختر بود از آنچه دیدی اندر راه باری تعالی گفت صفت نتوان کرد گفتند چه آسان تر بود گفت این بتوان، گفت تن خویش بطاعتی خواندم فرمان نبرد یکسال آبش ندادم.

💡 پس درست شد که هر بسیاری که هست باز شدن او بوحدت است. از این رو گفتیم که همه بودنیهای عالم را علت امر باری تعالی است. که یکی است و بزرگوار است، و مبدع حق که پدید آرنده اوست دور است از همه باز بستهای جسمانی و روحانی.

💡 اما این که حضرت باری تعالی قادر است بدان معنی که اگر خواهد کند. و اگر نخواهد نکند، مورد اتفاق حکماء و متکلمین است. و خردمندان را در این زمینه خلافی نیست.

💡 ممقانی هنگامی که وزارت دادگستری را بر عهده داشت در دفاع از همشهری اش، رضا افشار که به محرومیت ابدی از خدمات دولتی محکوم شده بود به تفسیر پرداخت و ابدیت را ویژه باری تعالی دانست و حداکثر ابدیت را ده سال تعیین کرد.

💡 پارسایی بر یکی از خداوندان نعمت گذر کرد که بنده‌ای را دست و پای استوار بسته عقوبت همی‌کرد. گفت: ای پسر همچو تو مخلوقی را خدای عز ّو جل اسیر حکم تو گردانیده است و تو را بر وی فضیلت داده شکر نعمت باری تعالی به جای آر و چندین جفا بر وی مپسند، نباید که فردای قیامت به از تو باشد و شرمساری بری.

گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز