باعور

لغت نامه دهخدا

باعور. ( اِخ ) پدر بَلعَم. و او زاهدی بود مستجاب الدعوةدر زمان موسی علیه السلام و عاقبت ایمان بر باد داد، و بلعام نیز گویند. رجوع به باعورا شود:
پیرهن عصیان بنداز اگر
آیدت از بلعم باعور عار.ناصرخسرو.بلعم باعور را خلق جهان
سغبه شد مانند عیسی زمان.مولوی ( مثنوی چ خاور ص 65 س 28 ).بلعم باعور و ابلیس لعین
زامتحان آخرین گشته مهین.مولوی ( همان کتاب ص 149 س 3 ).بلعم باعور و ابلیس لعین
سود نامدشان عبادتها و دین.
مولوی ( مثنوی چ خاور ص 214 س 21 ).

فرهنگ فارسی

پدر بلعم است

جمله سازی با باعور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بلعم باعور را مردود کرد نوح را شایسته ی معبود کرد

💡 بلعم باعور در زمان موسی نبی می‌زیست و خداوند او را به مقام مستجاب‌الدعوه رساند تا بتواند با بنی اسرائیل به فلسطین غلبه کند اما در اثر نافرمانی دچار عذاب الهی شدند.

💡 بلعم باعور و ابلیس لعین سود نامدشان عبادتها و دین

💡 قصّۀ کفر بلعم باعور خود چو سگ هست در جهان مشهور

💡 داستان بلعم بن باعور، همانند داستان سگ مى باشد كه اگر به او يورش برى،زبانش از كامش به درآرد و پارس كند. و يا اگر رهايش كنى و كار به كارش نداشتهباشى (باز هم چنين حالتى را از خود نشان مى دهد و) زبانش را از دهانش بيرون كشد.

داشاق یعنی چه؟
داشاق یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز