لغت نامه دهخدا
خسرو انجم. [ خ ُ رَ / رُ وِ اَ ج ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایت از خسرو اختران و خسرو اقلیم چهارم یعنی آفتاب عالمتاب است که آن را خسرو خاور و خسرو سیارگان نیز گویند. ( ازبرهان قاطع ) ( از انجمن آرای ناصری ) ( از آنندراج ).
خسرو انجم. [ خ ُ رَ / رُ وِ اَ ج ُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایت از خسرو اختران و خسرو اقلیم چهارم یعنی آفتاب عالمتاب است که آن را خسرو خاور و خسرو سیارگان نیز گویند. ( ازبرهان قاطع ) ( از انجمن آرای ناصری ) ( از آنندراج ).
کنایت از خسرو اختران و خسرو اقلیم چهارم یعنی آفتاب عالمتاب است که آنرا خسرو خاور خسرو ستارگان نیز گویند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 الا تا بر جهان گردون چو بسته پرده کحلی مسیر خسرو انجم سحر را پرده در کرده
💡 جواب دادم و گفتم که خسرو انجم به گاه برننشت و هنوز هست پگاه
💡 کرد طلوع آفتاب یار درآمد ز خواب روی نگار مراست خسرو انجم گوا
💡 در هوایش چون برآمد خسرو انجم ببام ذره وار از مهر رخسارش ز روزن در فتاد
💡 دوش چو بنهفت روی خسرو انجم در تتق خاک ازین بلند سرادق
💡 دانم که مه بدر بود خسرو انجم آن ماه نو از انجمن کیست که داند