خسرو اختران

لغت نامه دهخدا

خسرو اختران.[ خ ُ رَ / رُ وِ اَ ت َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) کنایه از آفتاب است. ( از ناظم الاطباء ): آثارانوار خسرو اختران بر صحایف اطباق آسمان چون ذنب سرخان و دسته های ریحان پدید آمد. ( سندبادنامه ص 67 ).

فرهنگ فارسی

کنایه از آفتاب است

جمله سازی با خسرو اختران

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 دگر روز چون خسرو اختران به گردون برآورد رخشان سنان

💡 خسرو اختران به کین کرده همانگه از کمین خنجر شاه پاک دین بر سپه معطله

💡 خسرو اختران ندا می کرد کای من و شش وشاق هندوی تو

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران