اذار

اذار

واژه «آذار» نام یکی از ماه‌های شناخته‌شده در گاه‌شماری‌های کهن سریانی، رومی و برخی تقویم‌های مورد استفاده در کشورهای عربی است و معمولاً به عنوان ماه آغازین فصل بهار یا ماهی هم‌زمان با دوره شکوفایی طبیعت شناخته می‌شود. این واژه در بسیاری از متون فارسی و ادبی به دلیل پیوندی که با بهار، طراوت، سرسبزی و نو شدن طبیعت دارد، به‌کار رفته است و اغلب یادآور روزهایی است که زمین از خواب زمستانی بیدار می‌شود و نشانه‌های زندگی دوباره در طبیعت آشکار می‌گردد. آذار در کاربرد رایج خود به ماهی نزدیک به مارس میلادی اشاره دارد و در برخی تقویم‌ها میان ماه‌های شباط و نیسان قرار می‌گیرد. به همین دلیل، این واژه علاوه بر آنکه نام یک ماه است، نمادی از آغاز گرما، رویش گیاهان و دگرگونی طبیعت نیز به شمار می‌آید. در اشعار فارسی نیز آذار غالباً در کنار مفاهیمی مانند بهار، نوروز، گل، شکوفه و سرسبزی دیده می‌شود و شاعران از آن برای تصویرسازی زیبایی‌های فصل بهار بهره برده‌اند. همچنین «آذار» گاهی به عنوان نام دخترانه انتخاب می‌شود و در این کاربرد، مفاهیمی همچون تازگی، شادابی، لطافت و زیبایی بهاری را در ذهن تداعی می‌کند. به طور کلی، «آذار» واژه‌ای است که بیش از هر چیز با آغاز بهار، طراوت طبیعت، سرزندگی و نو شدن جهان پیرامون پیوند خورده و در ادبیات و فرهنگ فارسی جایگاه ویژه‌ای دارد.

لغت نامه دهخدا

( آذار ) آذار. ( اِ ) ماه اول بهار سریانی. ( السامی فی الاسامی ). ماه هفتم از سالهای سریانی است میان شباط و نیسان که ابتدای سال از ایلول ماه اول خزان باشد. نام ماه اول بهار است از سال رومیان و بودن آفتاب در برج حوت. ( برهان قاطع ):
ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید
وجه ِ می میخواهم و مطرب که میگوید رسید.حافظ.ماه ششم از ماههای رومیه. ( قاموس فیروزآبادی ). مدت ماندن آفتاب در برج حوت که به هندش چیت نامند و آن ماه اول از ربیع است. ( مؤیدالفضلاء ). آذر و آذار، ماه سوم از سالهای مسیحی. ( اقرب الموارد ). و آن را اَذار بفتح همزه هم گفته اند:
آن پرّ نگارینْش بدو بازنبندند
تا آذرمه بگذرد وآید آذار.منوچهری.منم آذار وتو نوروز خرم
هرآیینه بود این هر دو با هم.( ویس و رامین ).آنی که پدید آمد در باغ شریعت
از عدل تو آذار و ز احسان تو نیسان.ناصرخسرو.ای دَرْت ز بی برگان چون شاخ در آذر
وی دِلْت ز بخشیدن چون باغ در آذار.سنائی.این هنوز اول آذار جهان افروز است
باش تا خیمه زند دولت نیسان و ایار.سعدی.آذار ببرد آب رخ آذر و کانون
وز دردسر هر دو امان داد جهان را.سلمان ساوجی.
( اذآر ) اذآر. [ اِذْ ] ( ع مص ) اذآر کسی؛ بخشم آوردن او را. اغضاب. در خشم آوردن. ( منتهی الارب ). || ترسانیدن او را. || حریص کردن ویرا. ایلاع. || دلیر کردن او را بر. دلیر گردانیدن. ( منتهی الارب ). || برآغالانیدن ویرا بر. || مضطرکردن کسی را بسوی کسی.

فرهنگ معین

( آذار ) [ معر. ] ( اِ. ) ششمین ماه از ماه های سریانی، ماه اول بهار.

فرهنگ عمید

( آذار ) ماه سوم تقویم شمسی کشورهای عربی، بعد از شباط و قبل از نیسان، مطابق ماه مارس فرنگی. از ماه های سال سُریانی یا رومی، ماه اول بهار: این هنوز اول آذار جهان افروز است / باش تا خیمه زند دولت نیسان و ایار (سعدی۲: ۶۴۶ ).

فرهنگ فارسی

( آذار ) ( اسم ) ششمین ماه از ماههای سریانی که عرب آنها را [ شهور الروم ] نامد ماه اول بهار.
ماه اول سریانی
( اذ آر ) اذ آر کسی یعنی بخشم در آوردن او

فرهنگ اسم ها

اسم: آذار (دختر) (عربی، سریانی) (طبیعت) (تلفظ: azar) (فارسی: آذار) (انگلیسی: azar)
معنی: بهار، نام ماه سوم از سال شمسی عربی برابر با مارس یا فروردین

دانشنامه عمومی

آذار. آذار یا آدار ( به عبری: אֲדָר )، ( عربی: آذار ) ششمین ماه از سال کشوری و دوازدهمین ماه از سال دینی در تقویم عبری است. این ماه در زمستان است و ۲۹ روز دارد. در سال کبیسه این ماه ۳۰ روز جلوتر رخ می دهد و آدار الف یا آدار ریشون ( آدار نخستین ) یا آدار ۱ خوانده می شود و ماه پس از آن آدار ب یا آدار شنی ( دوم ) یا آدار ۲. آدار یک و دو در هنگام فوریه و مارس در تقویم گریگوری واقع می شوند.
آذار از واژه اکدی adaru ریشه گرفته است.
آذار در تقویمهای مختلف متفاوت بوده است. مثلاً در تقویم اسکندر مقدونی معادل ماه فروردین بوده است و در فرهنگ دهخدا و معین و بسیاری از فرهنگهای فارسی زبان هم همین را مقیاس قرار داده اند نه اسفند را؛ ولو که روایتی که از پیامبر نقل شده ( من بشرنی بخروج آذار ) به خاطر تعبیر «بشارت» برای خروج آذار، با اسفند بودن آن بیشتر سازگار است یعنی احتمالاً نزد مسلمانان آذار عبری شناخته شده بوده است نه آذار اسکندر.

دانشنامه آزاد فارسی

آذار. سومین ماه در گاه شماری خورشیدی کشورهای عربی، پس از شبات/شباط و پیش از نیسان، مطابق با ماه مارس اروپایی، دارای ۳۱ روز؛ نیز ماه ششم سال عرفی و ماه دوازدهم سال دینی در گاه شماری یهود، مطابق با ماه فوریه و مارس تقویم گریگوری.
رجوع شود به:آذار

جمله سازی با اذار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گذشته بر تو هر آذار بهتر از کانون نهاده با تو هر امروز وعدهٔ فردا

💡 تا دهر گهی پیر و گهی تازه جوانست پیری و جوانیش به آذر در و آذار

💡 بررخ احباب و اعدای تو پوشاناد چرخ آن سَلَب‌هایی‌که در آذار و در آذر دهد

💡 حزین، از قطره ریزی تا نمانده ست ابر آذاری مگر دردانهٔ دل را توانی در سراغ آمد

کیری یعنی چه؟
کیری یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز