دهب

لغت نامه دهخدا

دهب. [ دَ ] ( ع اِ ) لشکر شکست خورده. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( منتهی الارب ).

فرهنگ فارسی

لشکر شکست خورده.

دانشنامه عمومی

دهب نام شهر و شهرستانی در استان جنوب سیناء مصر است.

جمله سازی با دهب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دهیار به کسی گویند که از طرف شورای روستا مأمور اداره و نگاهداری یک روستا می‌شود. در گذشته مأمور اداره روستا دهبان یا کدخدا نامیده می‌شد. در حقیقت، دهیار همان شهردار روستا می‌باشد.