خلجی

لغت نامه دهخدا

خلجی. [خ َ ل َ ] ( اِخ ) نام سلسله ای از سلاطین دهلی است. رجوع به طبقات سلاطین اسلام لین پول ص 260، 268، 280 شود.

فرهنگ فارسی

( سلسله خلجی دهلی ) دومین سلسله مسلمان را بماورائ جبل و ینضیا کشانده بر ولایت دکن نیز دست یافته اند. افراد آن ازاین قرارند: فیروزشاه دوم جلال الدین ابراهیم شاه اول رکن الدین محمدشاه اول رکن الدین عمر شاه شهاب الدین مبارکشاه اول قطب الدین خسروشاه ناصرالدین.
نام سلسله از سلاطین دهلی است

جمله سازی با خلجی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زر به کسی به قرض ده کش بود آسیا و رز با خلجی و مفلسی هیچ مکن معامله

💡 نظام‌الدین اولیا در ابتدا بسیار تنگدست و پریشان حال بود و از کسی چیزی قبول نمی‌کرد. پس از چندی که در هند بلندآوازه شد، بزرگان و امرای مسلمان از هر سو به طرف او روی آوردند و پادشاهان اسلامی از جمله سلطان جلال‌الدین خلجی از او تقاضای ملاقات می‌کردند.

💡 در بنگال، سلطنت خلجی مسئول جایگزینی آیین بودا با اسلام شد. گفته می‌شود که حکومت او آغازگر حکومت اسلامی در بنگال، به ویژه حکومت‌های سلطان‌نشین بنگال و گورکانیان بنگال بود. بختیار همچنین لشکرکشی‌ای به تبت را به راه انداخت که طی آن در سال ۱۲۰۶ کشته شد و محمد شیران خلجی به جای او نشست.

💡 به‌طور کلی دانشگاه گلستان در حال حاضر دارای چهار دانشکده است. دانشکده علوم پایه به ریاست دکتر مسعود جوان، دانشکده علوم انسانی به ریاست دکتر هادی حاج زاده، دانشکده فنی و مهندسی گرگان به ریاست دکتر سید محمد جواد حسینی کهساری و دانشکده فنی و مهندسی علی آباد به ریاست دکتر علی اکبر دهنو خلجی.

💡 جلال‌الدین فیروز خلجی (۱۴ اکتبر ۱۲۲۰ – ۱۹ ژوئیه ۱۲۹۶) بنیانگذار و اولین پادشاه دودمان (تاجیک) از قبیله خلجی در دهلی، هندوستان بود.

گودوخ یعنی چه؟
گودوخ یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز