لغت نامه دهخدا
جاود. [وِ ] ( ص، اِ ) مخفف جاوید است که بمعنی همیشه و دایم باشد. ( برهان ). همیشه. همواره. دایم. باقی. پیوسته.( آنندراج ). جاوید. ( ناظم الاطباء ). جاودان. جاودانه.جاوید. جاویدان. ( آنندراج ). رجوع بکلمات فوق شود.
جاود. [وِ ] ( ص، اِ ) مخفف جاوید است که بمعنی همیشه و دایم باشد. ( برهان ). همیشه. همواره. دایم. باقی. پیوسته.( آنندراج ). جاوید. ( ناظم الاطباء ). جاودان. جاودانه.جاوید. جاویدان. ( آنندراج ). رجوع بکلمات فوق شود.
( مصدر ) ( جاوید جاود خواهد جاوید بجاو جاونده جاویده ) جویدن مضغ کردن.
جاوید و همیشگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرکه بسته از تو جامی بی تو ز آن پس جاودان جای می خارا به مینا خون به ساغر بایدش
💡 بهشت جاودان خواهی، به دل خوردن قناعت کن که حرص دانه در دام بلا انداخت آدم را
💡 كـم كـم اين افكار - همانگونه كه معمولى است - در او اوج گرفت، و به جائى رسيد كهدنيا را جاودان و مال و ثروت و حشمتش را ابدى پنداشت: (مغرورانه
💡 آن حسین اسم حسن رسمی که چشم روزگار از می مینای مهرش جاودان مخمور باد
💡 آنـگـاه گـفته مى شود: از هر در به دوزخ داخل شويد در حالى كه در آن، كه جاى متكبريناست، جاودان باشيد (72).
💡 5- (( سلام عليكم طبتم فادخلوها خالدين (89) )) سلام بر شما خوش آمديد در اينبهشت داخل شويد و هميشه در آن جاودان مانيد.