لغت نامه دهخدا
جان جوی. ( اِخ ) از مزارع قدیم النسق طبس و بلاسکنه است. ( مرآت البلدان ج 4 ص 131 ).
جان جوی. ( اِخ ) از مزارع قدیم النسق طبس و بلاسکنه است. ( مرآت البلدان ج 4 ص 131 ).
از مزارع طبس
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ز صورت در گذر جان جوی اینجا که صورت هست همچون گوی اینجا
💡 شست است زلف خوبان در بحر عشق زانرو پیوسته ماهی جان جویان شست باشد
💡 هزار عاشق داری تو را به جان جویان که تا سعادت و دولت ز ما که را خواهد
💡 خلقی ز پیت پویان، مهر تو به جان جویان زین جمله دعا گویان تا بخت کرا باشد؟
💡 جهدی بکن و جان جوی نه جان بکن و نان جوی نه جاده زنجان جوی نه قاصد سرچم باش