لغت نامه دهخدا
بوسهل. [ س َ ] ( اِخ ) رجوع به ابوسهل شود.
بوسهل. [ س َ ] ( اِخ ) رجوع به ابوسهل شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خواجه سید بوسهل عراقی که بفضل نه عرب دیده چنو بار خدا و نه عجم
💡 هر کجا گویی بوسهل وزیر شه شرق همه گویند کریم و سخی و خوب شیم
💡 کد خدای عضدالدوله سالار سپاه خواجه سید بیهمتا بوسهل دبیر
💡 با توانایی و با جود کم آمیزد حلم خواجه بوسهل توانا و جوادست و حلیم
💡 چنانکه بر حسنک روزگار رفت و بماند بزشت نامی بوسهل خواجه زوزن