شه شرق

لغت نامه دهخدا

شه شرق. [ ش َ هَِ ش َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) پادشاه شرق یا ملک شرق. این نام را بر سلاطین و افراد سلسله های حاکم بر خراسان و شرق ایران اطلاق میکردند از قبیل غزنویان و سلجوقیان و غیره:
چو زین کرانه شه شرق دست برد به تیر
بر آن کرانه نماند از مخالفان دیّار.فرخی.لشکرآرای شه شرق ولینعمت من
عضد دولت یوسف پسر ناصر دین.فرخی.

فرهنگ فارسی

پادشاه شرف یا ملک شرق این نام را بر سلاطین و افراد سلسله های حاکم بر خراسان و شرق ایران اطلاق می کردنند.

جمله سازی با شه شرق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چشم گریان مرا هیچ ملامت نکند گر شه شرق ببیند لب خندان ترا

💡 همتای شه شرق ز کس نشنود این ماه تا کم نشود زانکه نه حجت نه گواهست

💡 در شغل شه شرق قلم وار میان بست تا اهل قلم پیش وی آیند قلم وار

💡 ابوالمظفر مسعود بن حسن شه شرق که هست نام وی اصل سعادت و احسان

💡 لشکر آرای شه شرق و ولی نعمت من عضد دولت یوسف پسر ناصر دین

💡 نزدیک شه شرق بدان پایگهست او زیرا که ندیده ست چنو هرگز دیار

ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
دودول یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز