بنت العنب

لغت نامه دهخدا

بنت العنب. [ ب ِ تُل ْ ع ِ ن َ ] ( ع اِ مرکب ) شراب، چه عنب انگور را گویند و در عرب و فارس شراب از انگور میسازند. ( غیاث اللغات ). کنایه از شراب انگور. ( آنندراج ). دختر رز. می. خمر. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ):
موی بر خیک دویده ز حسد تیغزن است
تا بخلوت لب خم بر لب بنت العنب است.انوری ( از آنندراج ).مرا سجده گه بیت بنت العنب بس
که از بیت ام القری میگریزم.خاقانی.

فرهنگ عمید

شراب انگور، می، باده، بنت العنقود.

فرهنگ فارسی

( اسم ) باده می: (( موی برخیک دمیده زحسد تیغ زن است تا بخلوت لب خم برلب بنت العنی است. ) ) ( انوری )
شراب ٠ چه عنب انگور را گویند و در عرب و فارس شراب از انگور میسازند ٠ کنایه از شراب انگور ٠ دختر رز ٠ می ٠ خمر

جمله سازی با بنت العنب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ور اتفاق فتد ساعتیش با احباب که بی حجاب به بنت العنب در آویزد

💡 گر راحت روح آمده بنت العنب، اما عناب چو داد از عنبت تن بضرر بر

💡 بنت العنب آن بکر که در لیل زفافش دستارچه دستار شود قیصر و خان را

💡 سوری و چه سوری ست که در عقد کس آید بنت العنب آن بکر طرب زای خم او

💡 در سینه حکمتی که فلاطون ذخیره داشت قالب تهی چو کرد به بنت العنب رسید

زن یعنی چه؟
زن یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز