دویده

لغت نامه دهخدا

( دویدة ) دویدة. [ دُ وَ دَ ] ( ع اِ مصغر ) تصغیر دودة، کرمک. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به دودة شود.
دویده. [ دَ دَ / دِ ] ( ن مف ) شتافته. به شتاب رفته. این کلمه مانند بسیاری از افعال لازم فارسی از قبیل گذشته و رفته، صیغه صفت مفعولی است به معنی صفت فاعلی که کاری را در گذشته انجام داده است. ( یادداشت لغتنامه ). کسی که به سرعت و عجله رفته باشد. ( از ناظم الاطباء ).
- امثال:
راه دویده و پوزار دریده. ( یادداشت مؤلف ). || ( اصطلاح بنایی ) کج. با قناس: نبش این آجر دویده است. این نیمه نبشش دویده است. ( یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

شتافته. به شتاب رفته.

جمله سازی با دویده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خواری جزای پای ز دامن‌کشیدن است دریاب اشک از مژه بیرون دویده را

💡 پیغام حسرت من بیدل رساندنی است ای اشک یار می‌رود اینک دویده رو

💡 پاول تاکنون بیش از سی بار صد متر را در کمتر از ده ثانیه دویده‌است.

💡 تو ای دویده به وادیِ رنج بهر وطن به چشم من بنه آن پای پر ز آبله را

💡 ‫ما هم شنیده سوی سبدها دویده ایم‬ ‫شیللاق آتیب، بیر قیشقریق سالاردیق‬

میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز