قناس

مترادف‌ها

کدو فروش

لغت نامه دهخدا

قناس. [ ق ِ ] ( ص ) در تداول عامه کجی زمین را گویند.
- هیکل قناس؛ در تداول، هیکل ناموزون و نامتناسب.

فرهنگ معین

(قِ ) (ص. ) (عا. ) بدشکل، بدقواره.

ویکی واژه

(عا.)
بدشکل، بدقواره.

جمله سازی با قناس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 همين طور كه نجار و بناى ماهر بين خودشان يك اصطلاحاتى دارند كه شخص خارج ملتفتنمى شود، مثلا تخته نازكى كه پايين درها قرار مى دهند به جاى شيشه كه بالاى در استمى گويند: تنكه و دو تخته پهن كه اين طرف و آن طرف هر لنگه درى استبا هو مى گويند، همچنين بنا مى گويد: پكفته، اسپر، قناس، آماده، كشته،كلوئى، مجردى، يا آهن سازها مى گويند: واريخته، شيروانى، سگ دست، خرپا، مترى،حمال.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران