کمین گرفتن

مترادف‌ها

کمین کردن، پنهان شدن

متضادها

آشکار شدن، رو در رو شدن

لغت نامه دهخدا

کمین گرفتن. [ ک َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) کمین کردن. ( فرهنگ فارسی معین ):
به لشکر چنین گفت شاه زمین
نباید که گیرند هرزه کمین.فردوسی ( از آنندراج ذیل کمین ).و رجوع به کمین کردن شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) کمین کردن: بلشکر چنین گفت شاه زمین نباید که گیرند هرزه کمین.

جمله سازی با کمین گرفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 گروهی از شکارچیان ماهر در میان بوته‌های انبوه جنگل کمین گرفته بودند تا بتوانند در زمان مناسب، شکار مورد نظر خود را شکار کنند.

💡 نیروهای امنیتی برای جلوگیری از ورود قاچاقچیان به مرز، در نقاط استراتژیک و مسیرهای اصلی کوهستانی کمین گرفته بودند و منتظر بودند.

💡 دشمن با استفاده از تاکتیک‌های نظامی پیچیده، در تنگه‌های باریک کمین گرفته بود تا از عبور ارتش اصلی جلوگیری کرده و آن‌ها را متوقف کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران