لغت نامه دهخدا
واپس سپردن. [ پ َ س ِ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) رد کردن. بازدادن:
گفت پیغمبر که دستت هرچه برد
بایدش در عاقبت واپس سپرد.مولوی.و رجوع به واپس دادن شود.
واپس سپردن. [ پ َ س ِ پ ُ دَ ] ( مص مرکب ) رد کردن. بازدادن:
گفت پیغمبر که دستت هرچه برد
بایدش در عاقبت واپس سپرد.مولوی.و رجوع به واپس دادن شود.
رد کردن باز دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر سر بالینم آ وقت نگاه واپسین تا بدانی جان سپردن آنچنان دشوار نیست