قول دادن
مترادفها
وعده دادن، تعهد دادن
فرهنگ معین
( ~. دَ ) [ ع - فا. ] (مص ل. ) ۱ - وعده دادن. ۲ - مقرر گردیدن، قرار دادن.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱ - وعده دادن پیمان کردن: برادرم به من قول داده این کار را انجام دهد ۲ - قرار دادن مقرر کردن: پس قول بر آن دادند ( قریش با عبدالمطلب ) که نزدیک آن زن ( کاهنه ) روند.
ویکی واژه
promettere
وعده دادن.
مقرر گردیدن، قرار دادن.
جمله سازی با قول دادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 به مجمعی که دف از قول خویش میزند لاف جواب دادنی اش در نفس به بانگ بلند
💡 مساءله 41 - اگر دختر بكر از دختر بكرى ديگر بكارت رازائل كند. ظاهر اين است كه قصاص مى شود ولى بعضى گفته اند جانى بايد ديهبپردازد و اين قول در مواردى كه رعايت تساوى در جنايت و قصاص ممكن نباشد قولى استموجه، و همچنين قصاص برداشته مى شود و پاى دادن ديه به ميان مى آيد در هر موردىكه تساوى و همانندى ممكن نباشد.
💡 او برخلاف دیگران، همیشه سعی میکند به آنچه وعده داده است عمل کند و هرگز بدون فکر کردن به تواناییهای خود، شروع به قول دادن نمیکند.
💡 وقتی یک مدیر بزرگ به کارمندان خود قول دادنِ بهبود شرایط رفاهی را میدهد، باید تمام تلاش خود را برای تحقق آن وعدهها به کار بندد.
💡 قول دادن در شرایط بحرانی و بدون داشتن آمادگی لازم، میتواند باعث از بین رفتن اعتماد متقابل میان دوستان و اعضای یک خانواده شود.