واژه سلام که ریشه در ماده سَلِم دارد، در عمیقترین معنای خود به معنای رهایی و سلامت کامل از هرگونه آفت، نقص، یا گزند مادی و معنوی است. این مفهوم در قرآن کریم در ابعاد گوناگونی متجلی شده است. سلام میتواند یک سلام بیرونی و فعلی باشد، که در آن سلامت در قالب یک خواسته یا تحقق عینی متجلی میگردد؛ نظیر آیاتی که در توصیف بهشت یا مواجهه با سختیها آمده است: «ادْخُلُوها بِسَلامٍ ذلِکَ یوْمُ الْخُلُودِ» یا «یا نارُ کُونِی بَرْداً وَ سَلاماً عَلی إِبْراهِیمَ». از سوی دیگر، سلام جنبهای قولی و کلامی نیز دارد که در قالب تحیت و درود گفتن نمودار میشود، مانند دستور به مؤمنان: و یا سلام فرشتگان و خداوند بر ساکنان بهشت: «وَ نادَوْا أَصْحابَ الْجَنَّةِ أَنْ سَلامٌ عَلَیکُمْ...».
یکی از ممتازترین ابعاد این مفهوم، برخوردار شدن بهشتیان از سلام مستقیم خداوند متعال است که در عبارت «سَلامٌ قَوْلًا مِنْ رَبٍّ رَحِیمٍ» به تصویر کشیده شده است. در این ترکیب، کلمه سلام به صورت نکره آمده است، و این نکره بودن عمداً برای بیان عظمت و بیکرانگی این سلام است؛ به نحوی که هیچ توصیف دقیقی برای آن کفایت نمیکند و نمیتوان آن را محدود به السلام نمود. همچنین، حذف خبر برای سلام بر دلالت کلمه میافزاید. عبارت قولاً در اینجا نقش مفعول مطلق برای فعلی محذوف را ایفا میکند، که تقدیر آن «أقولُهُ قولاً» یا «أُلقِی إليکم هذا السلامَ قولاً» میباشد؛ این بدان معناست که خداوند به مقام رحمانیت خود، این کلام را بر زبان رحمت خویش جاری میسازد.