زخمه گه

لغت نامه دهخدا

زخمه گه. [ زَ م َ / م ِ گ َه ْ ] ( اِ مرکب ) آماجگاه زخمه ( مضراب ) ساز یا تیر و نیزه و مانند آن. آنجا که ضربه مضراب یا یکی از آلات جارحه وارد می آید. || هدف تیر قضا یا تیر آه و مانند آن:
زخمه گه چرخ منقط مباش
از خط این دایره در خط مباش.نظامی.گاه چو شب لعل سحرگاه باش
گه چون سحر زخمه گه آه باش.نظامی.رجوع به زخمگاه شود.

فرهنگ فارسی

آماجگاه زخمه ساز یا تیر و نیزه و مانند آن آنجا که ضربه مضراب یا یکی از آلات جارحه وارد می آید هدف تیر قضایا تیر آه و مانند آن

جمله سازی با زخمه گه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 باش تا پنجهٔ ناهید زند زخمه به چنگ آورد اختر ما دامن مقصود به چنگ

💡 جز گوش رباب دل از خشم نمالم من جز چنگ سعادت را از زخمه نرنجانم

💡 ای مطرب ستم، بزن آهسته زخمه را نازکتر است دل، ز رگ تار، اندکی

💡 یک تن از آن زخمه ی چندین ستم نزاد یک دل نشان ناوک چندین بلا نشد

💡 بهوای زخمه تو همه نالهٔ خموشم تو باین گمان که شاید ز نوا فتاده سازم

رویش یعنی چه؟
رویش یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز