دق و لق

فرهنگ معین

(دَ قُّ لَ قُ ) (ص مر. ) ۱ - خشک و خالی، بی آب و علف. ۲ - بی موی. دغ و لغ و دک و لک نیز گویند.

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - خشک و خالی بی اب و علف: صحرای دق و لق. ۲ - بی موی.

ویکی واژه

خشک و خالی، بی آب و علف.
بی موی. دغ و لغ و دک و لک نیز گویند.

جمله سازی با دق و لق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 خاک بی سایه این، بسته گرد و عطش است ماه در پرتو آن، خسته دق و درم است

💡 شیردلان را چو مهرگه یرقان گاه لرز سگ جگران را چو ماه‌گه دق و گاهی ورم

💡 بدری که فرو شد زو خورشید به تاریکی در دق و ورم مانده از رشک هلال تو

💡 جهان دوا ز دمش برد اگر نه بگرفتمی بسان سایه و خورشید دق و استسقاش

💡 غرقه گشته در میان اطلس و دق و قصب از نوال صدر دریا دل، اثیرالدین، اثیر

چوخ یعنی چه؟
چوخ یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فاب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز