لغت نامه دهخدا
دج صغیر. [دَ ج ِ ص َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی دج. رجوع به دج در معنی پرنده شود.
دج صغیر. [دَ ج ِ ص َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) نوعی دج. رجوع به دج در معنی پرنده شود.
نوعی دج
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چون صغیر از پی آنطایفه میپوی که پای بسر عالمی از همت مردانه زدند
💡 دامنم از گنه آلوده و غم نیست صغیر که به دامان علی دست تولا دارم
💡 در سال ۴۹۴ پیش از میلاد ایونیان در آسیای صغیر علیه حکومت هخامنشی شورش میکنند و شهر سارد را به آتش میکشند.
💡 فراق هم بفراق تو مبتلاست نداند صغیر با که دهد شرح ماجرای فراقت
💡 وی عهدنامهٔ آدریانوپول را در ۱۱۹۰ با امپراتور آلمان امضا نمود و نیروهای فردریک یک ماه پس از آن از هلسپونت به آسیای صغیر منتقل شدند.