لغت نامه دهخدا
تنگ و توبره. [ ت َ گ ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) مجموع لوازم ستوری. لوازم اسب و غیره. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
تنگ و توبره. [ ت َ گ ُ رَ / رِ ] ( اِ مرکب، از اتباع ) مجموع لوازم ستوری. لوازم اسب و غیره. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
مجموع لوازم ستوری لوازم اسب و غیره.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 -لباسهای زیر نخی یا پنبهای با اندازههای متناسب به جای پوشاک پلیاستر و تنگ و چسبان که سبب احتباس گرما و عدم جذب عرق میشوند توصیه میگردد.
💡 در حالی که فقط مکانهای مشخصی را میتوان از این طریق محافظت کرد، پیچهای تنگ و خیابانهای باریک ممکن است مانع رسیدن خودروهای بزرگ به سرعت قبل از رسیدن به یک مانع شود.
💡 تسمهای که از دو سر زین به زیر سینه چهارپا وصل است تنگ نام دارد. به مجموعه زین و تنگ و سینهبند و مارتنگال و رکاب به اضافه افسار و کلگی و غیره، «زین و برگ» گفته میشود.
💡 3 - تـعـبـيـر بـه مـصـيـر (جـايـگـاه و مـحـلبـازگـشـت ) بعد از تعبير به جزاء در مورد بهشت همه جنبه تاكيد دارد بر آنچه در مفهومجـزاء افـتـاده، و هـمـه نـقـطـه مـقـابـلى اسـت در بـرابـر جـايـگـاه دوزخـيـان كـه در آيـاتقـبـل از آن آمـده بـود كـه آنـهـا دسـت و پـا در غـل و زنجير در مكان تنگ و محدودى افكنده مىشوند.
💡 از اين ستم آباد تاريك و خانه وحشتناك وحشت زا و نشاءه تنگ و تاريك بدر آى و بخوان وپرواز كن.