بسر شدن
مترادفها
بسر شدن، تمام شدن، پایان یافتن، به اتمام رسیدن
متضادها
شروع شدن
لغت نامه دهخدا
بسر شدن. [ ب ِ س َ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) آخر شدن. ( غیاث ). کنایه از آخر شدن. ( آنندراج ). بسر رسیدن. ( آنندراج ). بپایان آمدن:
از تو همی بسر نشوداین بلا و عشق
گر زنده مانم آخر روزی بسر شود.مسعودسعد.اول رسن است وانگهی چاه
بی پای کجا بسر شود راه.نظامی ( الحاقی ).بپای شوق گر این ره بسر شدی حافظ.
بدست هجر ندادی کسی عنان فراق.حافظ ( از آنندراج ).درین امید بسر شد دریغعمر عزیز
که آنچه در دلم است از درم فراز آید.سعدی ( گلستان ). || بر سر راه رفتن. بسر درآمدن:
در نبردش که شیر خارد دم
اسب دشمن بسر شود نه به سم.نظامی ( هفت پیکر ص 23 ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بسر رسیدن بپایان رسیدن.
جمله سازی با بسر شدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 زندانى شدن مرحوم طالقانى در اين مرحله بيش از 4سال طول نكشيد و در سال 1346 به واسطه فشارهاى داخلى و خارجى بر رژيم شاه اززندان آزاد شد. و بعد از آزادى مبارزه را همچون گذشته ادامه داد و در آستانهسال 1350 همزمان با برگزارى جشنهاى 2500 ساله شاهنشاهى دستگير و به مدت سهسال در زابل و 18 ماه در بافت كرمان در بدترين شرايط به حالت تبعيد بسر برد. درسال 1354 مجددا به دست ساواك گرفتار شد و به 10سال زندان محكوم گرديد.
💡 بندگان خدا همانا تقواى الهى، اولياى خدا را در حمايت خود، از تجاوز به حريممنهيات الهى باز داشته است و ترس از خدا را ملازم دلهاى آمام على قرار داده است، تا آنجاكه شبهايشان را بى خواب (بواسطه عبادت ) و روزهايشان را بى آب (به سبب روزه )گردانيده است، پس آسايش (آخرت ) را به رنج (دنيا) و سيراب شدن (در آن روز) را بهتشنگى (امروز) تبديل نمودند و مرگ را نزديك دانسته و به انجامعمل نيكو شتافتند و آرزوها را دروغ پنداشته و بسر رسيدن عمر را در نظر گرفتند.