لغت نامه دهخدا
بسر خود بودن. [ ب ِ س َ رِ خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) مطلق العنان. خلیعالعذار. ( مجموعه مترادفات ص 336 ).
بسر خود بودن. [ ب ِ س َ رِ خ ُ دَ ] ( مص مرکب ) مطلق العنان. خلیعالعذار. ( مجموعه مترادفات ص 336 ).
مطلق العنان خلیع العذار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گرد میدان عشق می نتوان بسر خود چو گوی گردیدن
💡 تو خورشیدی و مست راه جانی چرا چندین بسر خود را دوانی
💡 و گر کسی بسر خود شکر فرو ریزد شگفت نیست که در هر سری دگر سوداست