سان دادن

لغت نامه دهخدا

سان دادن. [ دَ ] ( مص مرکب ) عرض سلاح و سامان لشکر. ( از آنندراج ذیل سان ). عرض سپاه نمودن. ( ناظم الاطباء ). عرض دادن. لشکر عرض دادن:
خوبان عجب که فیل مدارا و هند سان
تسخیر ملک دل بتطاول حواله است.ظهوری ( از آنندراج ).سان دهم از قطره های خون خود صفهای دل
لشکر دل بر سپاه جسم و جان خوش غالب است.ظهوری ( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

عرض سلاح و سامان لشکر

جمله سازی با سان دادن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سان دادن همان بروز و ظهور دادن است كه به عربى (عرض ) دادن است. يعنى اين دفتردل را در خلوت و سكوت شب بشورانش، تا آن كه كه از ظهور و بروز اندروندل و رازهاى نهفته در آن در همان شب و تاريكى آن روز بروز درونها را مشاهده نمايى وهمين جا قيامت تو قيام كند كه (حاسبوا قبل ان تحاسبوا) و (موتواقبل ان تموموا) كه همان موت اختيارى است.

💡 در سر و سر السر هر شخصى، حقايقى نهفته است كه با شوراندن و سان دادن آن درخلوتخانه راز و نياز در مرتبه قلب آن اسرار ظهور مى كند و هم اكنون به نامهاعمال خويش دست مى يابد.

فمبوی یعنی چه؟
فمبوی یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
بی آزار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز