جامگاه

لغت نامه دهخدا

جامگاه. ( اِ مرکب ) نقل دان. ( آنندراج ):
بساط باغ بزم میکشان بود
درختان جامگاه و نقل دان بود.اشرف ( از آنندراج ). || جای شمسه ایوان. ( آنندراج ):
رفعت طاق درش نوشیروان راسرکشان
جام گاه قبه اش خورشید تابان را ضیاء.شفیع ( از آنندراج ).|| جامکان. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

نقل دان

جمله سازی با جامگاه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 لبه این سنگاب دارای پنج جامگاه بوده‌است که شکستگی نیمی از سنگاب باعث شده که تنها دوتا از آن‌ها باقی‌بمانند. نقشهای بدنه این سنگاب هم در اثر فرسایش تا حدودی از بین رفته‌اند.

چوزه خون یعنی چه؟
چوزه خون یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
توانگر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز