لغت نامه دهخدا
اکمالات. [ اِ ] ( ع اِ ) ج ِ اِکمال. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به اکمال شود.
اکمالات. [ اِ ] ( ع اِ ) ج ِ اِکمال. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به اکمال شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در دوره مقاومت اول بر ضد طالبان، این شهرستان یگانه راه اکمالاتی جبهات کابل، کوهدامن، شمالی،پروان و کاپیسا به صفحات شمال بدخشان و تاجیکستان قرار داشت. مسیر تجارت سنگ لاجوردبدخشان نیز از این شهرستان عبور میکند. این شهرستان دارای معادن زیادی مانند معدن زمرد وسایر سنگهای قیمتی می باشد.
💡 قطارهای جنگی و اکمالاتی روسی چندین بار در این منطقه مورد حمله مجاهدین قرار گرفتند، در سالهای حاکمیت طالبان نیز این منطقه از مناطق امن بهشمار نمیرفت، یک گروه از ماین پاکان افغان در این منطقه توسط افراد ناشناس کشته شدند و در زمان حاکمیت حکومت انتخابی افغانستان نیز گروهی از دکتران بدون مرز توسط همین افراد کشته شدند.